[ و از سخنان آن حضرت است ، چون کسى از او پرسید : « رفتن ما به شام به قضا و قدر خدا بود ؟ » پس از گفتار دراز ، و این گزیده آن است : ] واى بر تو شاید قضاء لازم و قدر حتم را گمان کرده‏اى ، اگر چنین باشد پاداش و کیفر باطل بود ، و نوید و تهدید عاطل . خداى سبحان بندگان خود را امر فرمود و در آنچه بدان مأمورند داراى اختیارند ، و نهى نمود تا بترسند و دست باز دارند . آنچه تکلیف کرد آسان است نه دشوار و پاداش او بر کردار اندک ، بسیار . نافرمانیش نکنند از آنکه بر او چیرند ، و فرمانش نبرند از آن رو که ناگزیرند . پیامبران را به بازیچه نفرستاد ، و کتاب را براى بندگان بیهوده نازل نفرمود و آسمان‏ها و زمین و آنچه میان این دو است به باطل خلق ننمود . « این گمان کسانى است که کافر شدند . واى بر آنان که کافر شدند از آتش . » [نهج البلاغه]

خانه | ارتباط | مدیریت |بازدید امروز:11

علی ایرانی :: 84/4/22:: 4:6 عصر

 

حس می‌کنم
که اگه چیزی نگم
فاصله زیاد می‌شه
حس می‌کنم
که اگه چیزی ننویسم
فاصله زیاد میشه
که اگه قصه نگم
که اگه رویا نسازم
که اگه تو رو توی فکرم نداشته باشم
توی خوابم
توی ذهنم
اونوقت می‌میری
چون همه‌ی تو، توی قصه‌ها و رویاها و تصویرا بوده
هیچوقت که واقعی نبودی
حس می‌کنم
که نباید بمیری
پس حالا قصه می‌گیم
اولشو من،‌ آخرشو تو
یکی بود
یکی نبود
یه پسر کوچولویی بود
که یه روز بزرگ شد
...


موضوعات یادداشت

::موضوعات وبلاگ::

::تعداد کل بازدیدها::

68774


::جستجوی وبلاگ::
:جستجو

با سرعتی بی‏نظیر و باورنکردنی
متن یادداشت‏ها و پیام‏ها را بکاوید!


::لوگوی من::

::لوگوی دوستان::
::لینک دوستان::
::اشتراک::
 
::وضعیت من در یاهو::
::آرشیو::